السيد الخميني
257
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
كسى كه ترسناك باشد از چيزى ، فرار كند از آن " » . و قريب به اين مضمون روايت ديگر است در كافى شريف : وَ بِإسْنادِهِ عَنِ الحُسَيْنِ بْنِ أَبِي سَارَةَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ - عليهالسَّلام - يَقُولُ : « لا يكون المؤمن مؤمنا حتى يكون خائفا راجيا ، ولا يكون خائفا راجيا حتى يكون عاملا لما يخاف و يرجو » « 1 » . راوى گويد : « شنيدم حضرت صادق - عليه السلام - مىفرمود : " نمىباشد مؤمن مؤمن مگر آنكه ترسناك و اميدوار باشد . و نمىباشد ترسناك و اميدوار تا اينكه بجا آورد آنچه را كه مىترسد و اميدوار است " » . و بعضىها گفتهاند : مَثل كسى كه عمل نكند و انتظار و رجا داشته باشد ، مثل كسى است كه بىمهيا كردن اسباب به اميد مسبّب نشيند « 2 » . مثل زارعى كه يا بدون افشاندن تخم يا بىمراقبت نمودن از زمين و آبيارى نمودن و بدون رفع موانع بنشيند به انتظار زراعت . اين را نتوان گفت رجا دارد ؛ بلكه حمق دارد و ابله است . و مَثل كسى كه اصلاح اخلاق نكرده يا از معاصى اجتناب نكرده اعمالى كند ، مَثل كسى است كه بذر را در شورهزار كشت كند ؛ البته چنين زرعى نتيجهء مطلوبه ندهد . پس رجاء محبوب و مستحسن آن است كه انسان تمام اسبابى كه تحت تصرف اوست و حق تعالى به عنايت كاملهء خود به او قدرت عنايت كرده و هدايت به طرق صلاح و فساد فرموده و امر به تهيهء آنها نموده ايجاد كند ، پس از آن به انتظار و اميد آن باشد كه حق تعالى به عنايات سابقهء خود اسبابى كه در تحت اختيار او نيست فراهم فرمايد و رفع موانع و مفسدات را بنمايد . پس ، بنده اگر زمين دل را از خارهاى اخلاق فاسده و سنگ و شورههاى معاصى پاك نمود و بذر اعمال را در او كشت و به آب صافى علم نافع و ايمان خالص آن را
--> ( 1 ) - الكافي ، ج 2 ، ص 71 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الخوف و الرجاء » ، حديث 11 . ( در اين چاپ از : كافى ، « الحسن بن أبي سارة » آمده ، اما در بعضى نسخههاى كافى و همچنين نسخه وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 217 ، حديث 5 ، « الحسين بن أبي سارة » آمده است ) ( 2 ) - إحياء علوم الدين ، ج 4 ، ص 210 - 211 ؛ مرآة العقول ، ج 8 ، ص 31 .